فرهنگ آریان‌پور

عمودی

#۱۴۰٬۷۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

erect

عمودى، قائم، راست، سیخ، راست کردن، شق شدن، افراشتن، برپا کردن، بنا کردن

۲

vertical

عمودى، شاقولى، تارکى، راسى، واقع در نوک

۳

perpendicular

عمودى، ستونى، ستون وار، ایستاده

۴

plumb

ژرف پیما، شاقول عمودى، گلوله سربى راست، به طور عمودى، عمودا، درست، عیناً، لوله کشى کردن، ژرف یابى کردن، عمق پیمودن، عمودى قرار دادن، با شاقول آزمودن، با سرب مهر و موم کردن، شاقولى افتادن، عمود بودن، سرب

۵

apeak

(دریانوردى) راست، (به طور) عمودى، قائم، بحالت عمودى

۶

lineal

مربوط به خط، عمودى، اجدادى، خطى

۷

straight

راست، مستقیم، مستقیما، درست، رک، صریح، بى پرده، راحت، مرتب، عمودى، افقى، به طور سرراست

۸

sheer

صرف، محض، خالص، راست، تند، مطلق، به طور عمود، یک راست، پاک، بکلى، مستقیما، ظریف، پارچه ظریف، حریرى، برگشتن، انحراف حاصل کردن، کنار رفتن، کنار زدن

۹

hackneyed

اسب سوارى، درشکه کرایه، اسب کرایبه، مزدور، فعله، فاحشه، مبتذل کردن، زیاد استعمال شده hackney