فرهنگ آریان‌پور

عمود

#۱۴۰٬۷۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

erect

عمودى، قائم، راست، سیخ، راست کردن، شق شدن، افراشتن، برپا کردن، بنا کردن

۲

staple

رزه، ستون، تیر، عمود، چهارپایه تخت، گیره کاغذ، بست آهنى، کالاى اصلى بازار مصنوعات مهم و اصلى یک محل، جزء اصلى هر چیزى، قلم اصلى، فقره اصلى، طبقه بندى یا جور کردن، مواد خام

۳

upright

قائم، راست، عمودى، درست، درستکار، نیکو کار، راد

۴

vertical

عمودى، شاقولى، تارکى، راسى، واقع در نوک

۵

perpendicular

عمودى، ستونى، ستون وار، ایستاده

۶

Mace

پوست جوز، گل جوز، راف، گرز (gorz)، کوپال، چماق زدن، گول زدنى، فریب، چماق

۷

square

چارگوش، مربع، توان دوم، مجذور، جذر، میدان، منصف، منظم، حسابى، عادلانه، برابر، راست حسینى، چهارگوش کردن، مربع کردن، بتوان دوم بردن، مجذور کردن، وفق دادن، جور درآوردن، واریز کردن، چهارگوش، گوشه دار