فرهنگ آریان‌پور

عملی کردن

#۱۴۰٬۶۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

effect

اثر، نتیجه، اجرا کردن، معنى، مفهوم، نیت، مفید، کار موثر، عملى کردن، معلول

۲

actualize

واقعیت دادن، واقعى کردن، عملى کردن