فرهنگ آریان‌پور

عمله

#۱۴۰٬۶۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

worker

عمله، کارگر، ایجاد کننده، از کار در آمده

۲

labor

(labour =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن

۳

labour

(labor =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن

۴

laborer

کارگر، عمله

۵

navvy

کارگر غیر ماهر، کارگر حفار، ماشین حفارى

۶

coolie

حمال، باربر

۷

workingman

کارگر، مزدبگیر، زحمتکش، از طبقه کارگر