فرهنگ آریانپور
عمله
#۱۴۰٬۶۴۰
worker
عمله، کارگر، ایجاد کننده، از کار در آمده
labor
(labour =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن
labour
(labor =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن
laborer
کارگر، عمله
navvy
کارگر غیر ماهر، کارگر حفار، ماشین حفارى
coolie
حمال، باربر
workingman
کارگر، مزدبگیر، زحمتکش، از طبقه کارگر