واژههای فارسی←عمل معکوسفرهنگ آریانپورعمل معکوس#۱۴۰٬۵۶۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱switcheroo(م.ع.) تغییر ناگهانى، عمل معکوس۲retroactionپس کردار پس کنش، عطف بگذشته، عطف به ماسبق، عمل معکوسواژههای نزدیک در الفباعمق و یا انت های هر عضو مجوفیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمق یاب صوتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمق یابی نشده با ژرفا سنجمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمق یابی نشده با شاقولمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمقیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمقی شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر