فرهنگ آریان‌پور

عمل متقابل کردن

#۱۴۰٬۵۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

counteract

بى اثر کردن، خنثى کردن، عمل متقابل کردن

۲

reciprocate

دادن و گرفتن، تلافى کردن، عمل متقابل کردن، معامله به مثل کردن، جبران کردن