فرهنگ آریان‌پور

عمل گرا

#۱۴۰٬۵۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

pragmatic

کاربسته، عملى، عمل گرا، (pragmatics) عملى، فعال، واقع بین، فلسفه واقع بینى واقعیت گرایى