فرهنگ آریان‌پور

عمل کننده

#۱۴۰٬۵۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

functor

عمل کننده، اجرا کننده، انجام دهنده

۲

processor

عمل کننده، تکمیل کننده، تمام کننده، پردازنده، پردازشگر

۳

operator

گرداننده، عمل کننده، تلفن چى، متصدى، عمگر

۴

operative

عملى، کارگر، موثر، عامل، عمل کننده، قابل استفاده، دایر