واژههای فارسی←عمل کردن - دست -فرهنگ آریانپورعمل کردن - دست -#۱۴۰٬۵۱۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱manipulateبا دست عمل کردن، با استادى درست کردن، با مهارت انجام دادن، اداره کردن، دستکارى کردنواژههای نزدیک در الفباعمق و یا انت های هر عضو مجوفیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمق یاب صوتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمق یابی نشده با ژرفا سنجمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمق یابی نشده با شاقولمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمقیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمقی شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر