واژههای فارسی←عمل دم کردنفرهنگ آریانپورعمل دم کردن#۱۴۰٬۴۵۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱infusionدم کرده، ریزش، ریختن، پاشیدن، القاء، تزریق، الهامواژههای نزدیک در الفباعمق و یا انت های هر عضو مجوفیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمق یاب صوتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمق یابی نشده با ژرفا سنجمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمق یابی نشده با شاقولمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمقیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمقی شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر