فرهنگ آریان‌پور

عمل چاپ‌ کردن

#۱۴۰٬۴۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

printing

چاپ کردن، چاپ، طبع، عکس چاپى، مواد چاپى، منتشر کردن، ماشین کردن print