فرهنگ آریانپور
عمل امدن
#۱۴۰٬۳۲۷
addle
چرکى، باطلاق، کثافت، (مجازى) سختى، گرفتارى، آدم بى کله، گندیده، فاسد ضایع کردن، فاسد کردن، ضایع شدن، فاسد شدن، رسیدن، عمل آمدن، گیج کردن، خرف کردن
ripen
رسیده کردن یاشدن، عمل آمدن، کامل شدن
#۱۴۰٬۳۲۷
چرکى، باطلاق، کثافت، (مجازى) سختى، گرفتارى، آدم بى کله، گندیده، فاسد ضایع کردن، فاسد کردن، ضایع شدن، فاسد شدن، رسیدن، عمل آمدن، گیج کردن، خرف کردن
رسیده کردن یاشدن، عمل آمدن، کامل شدن