واژههای فارسی←عمل افتادنفرهنگ آریانپورعمل افتادن#۱۴۰٬۳۲۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱spill(past: spilt, spilled ; past participle: spilt, spilled) ـ ریزش، عمل پرت کردنواژههای نزدیک در الفباعمق و یا انت های هر عضو مجوفیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمق یاب صوتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمق یابی نشده با ژرفا سنجمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمق یابی نشده با شاقولمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمقیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمقی شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر