فرهنگ آریان‌پور

عمل - وابسته به-

#۱۴۰٬۲۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

operation

اداره، گرداندن، عمل جراحى، عمل، گردش، وابسته به عمل، عملکرد، بهره بردارى