فرهنگ آریان‌پور

عمده فروشی‌ کردن

#۱۴۰٬۲۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

wholesale

عمده فروشى، به طور یکجا، عمده فروشى کردن

۲

job

کار، امر، سمت، شغل، ایوب، مقاطعه کارى کردن، دلالى کردن، کار شغل