فرهنگ آریان‌پور

اگاهی دادن

#۱۴٬۰۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

inform

آگاهى دادن، مستحضر داشتن، آگاه کردن، گفتن، اطلاع دادن، چغلى کردن، آگاه ساختن، مطلع کردن

۲

brief

کوتاه مختصر، حکم، دستور، خلاصه کردن، کوتاه کردن، آگاهى دادن

۳

notify

اخطار کردن، آگاه ساختن، آگاهى دادن، اعلام کردن

۴

apprise

(apprize =) ـ (حقوق) برآورد کردن، تقویم کردن، قیمت کردن، مطلع کردن، آگاهى دادن

۵

speak

(past: spoke ; past participle: spoken) ـ درآییدن، سخن گفتن، حرف زدن، صحبت کردن، تکلم کردن، گفتگو کردن، سخنرانى کردن

۶

herald

جارچى، پیشرو، جلودار، منادى، قاصد، از آمدن یا وقوع چیزى خبر دادن، اعلام کردن، راهنمایى کردن

۷

report

گزارش، گزارش دادن، شهرت، انتشار، صدا

۸

divulge

فاش کردن، افشاء کردن، بروز دادن

۹

threaten

تهدید کردن ترساندن، خبردادن از

۱۰

acquaint

آشنا کردن، آگاه کردن، مسبوق کردن، مطلع کردن

۱۱

signalize

برجسته کردن، علم (alam) کردن، مشهود کردن