فرهنگ آریانپور
علوفه
#۱۴۰٬۱۰۳
fodder
علوفه، علیق، علوفه دادن، غذا دادن
feed
(past: fed ; past participle: fed) ـ خورد، خوراندن، تغذیه کردن، جلو بردن، خوراک دادن، پروردن، چراندن، خوردن، خوراک، علوفه
forage
علیق، علوفه، علف، تلاش و جستجو براى علیق، غارت کردن، پى علف گشتن، کاوش کردن
stover
آذوقه، خواربار، علوفه
feedstuff
خوراک حیوانات، علوفه
provender
علیق، علوفه، خواربار، آذوقه، غذا، علیق دادن
chaff
کاه، پوشال، پوسته، سبوس، (مجازى) چیز کم بها یا بى اهمیت
keeping
(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه