فرهنگ آریان‌پور

علوفه

#۱۴۰٬۱۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

fodder

علوفه، علیق، علوفه دادن، غذا دادن

۲

feed

(past: fed ; past participle: fed) ـ خورد، خوراندن، تغذیه کردن، جلو بردن، خوراک دادن، پروردن، چراندن، خوردن، خوراک، علوفه

۳

forage

علیق، علوفه، علف، تلاش و جستجو براى علیق، غارت کردن، پى علف گشتن، کاوش کردن

۴

stover

آذوقه، خواربار، علوفه

۵

feedstuff

خوراک حیوانات، علوفه

۶

provender

علیق، علوفه، خواربار، آذوقه، غذا، علیق دادن

۷

chaff

کاه، پوشال، پوسته، سبوس، (مجازى) چیز کم بها یا بى اهمیت

۸

keeping

(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه