فرهنگ آریان‌پور

اگاهی

#۱۴٬۰۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

awareness

آگاهى، اطلاع، هشیارى

۲

dope

پیش بینى کردن، آگاهى، داروى مخدر، دارو دادن، تخدیر کردن

۳

idea

انگاره، تصور، اندیشه، فکر، خیال، گمان، نیت، مقصود، معنى، آگاهى، خبر، نقشه کار، طرزفکر

۴

alarm

(alarum =) ـ هشدار، اعلان خطر، هراس، آگاهى از خطر، اخطار، شیپور حاضرباش، آشوب، بیم و وحشت، ساعت زنگى از خطر آگاهانیدن، هراسان کردن، مضطرب کردن

۵

advice

اندرز، رایزنى، صوابدید، مشورت، مصلحت، نظر، عقیده، پند، نصیحت، آگاهى، خبر، اطلاع

۶

immediacy

بى درنگى، فوریت، بى واسطگى، بى فاصلگى، مستقیم و بى واسطه بودن، آگاهى، حضور ذهن، بدیهى، قرب جواز

۷

cognizance

معرفت، ادراک، شناسایى، آگاهى، تصدیق ضمنى

۸

acquaintance

آشنایى، سابقه، آگاهى، آشنا، آشنایان

۹

consciousness

هوشیارى، آگاهى، خبر، حس آگاهى

۱۰

advertisement

آگهى، اعلان، خبر، آگاهى

۱۱

notice

آگهى، خبر، اعلان، توجه، اطلاع، اخطار، ملتفت شدن، دیدن، شناختن، ملاحضه کردن

۱۲

feeling

(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن از خطر

۱۳

warning

اخطار کردن، هشدار دادن، آگاه کردن، اخطار کردن به، تذکر دادن

۱۴

awakening

بیدار کردن، بیدار شدن

۱۵

information

اطلاع، اخبار، مفروضات، اطلاعات، سوابق، معلومات، آگاهگان، پرسشگاه، استخبار، خبر رسانى