فرهنگ آریان‌پور

علنی

#۱۴۰٬۰۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

aboveboard

آشکارا، پوست کنده، علنى

۲

openhanded

گشاده دست، سخاوتمند، بخشنده، علنى

۳

open

باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن

۴

overt

فاش، آشکار، معلوم، واضح، نپوشیده، عمومى

۵

public

همگان، عمومى، همگانى، ملى، اجتماعى، عموم، عامه، آشکار، مردم