فرهنگ آریان‌پور

اگاهانیدن

#۱۴٬۰۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

alarm

(alarum =) ـ هشدار، اعلان خطر، هراس، آگاهى از خطر، اخطار، شیپور حاضرباش، آشوب، بیم و وحشت، ساعت زنگى از خطر آگاهانیدن، هراسان کردن، مضطرب کردن

۲

advise

نصیحت کردن، آگاهانیدن، توصیه دادن، قضاوت کردن، پند دادن، رایزنى کردن از خطر

۳

clue

گلوله کردن، به شکل کلاف یا گلوله نخ درآمدن، گلوله نخ، گره، گوى، (clew) کلید، راهنما، اثر، نشان، مدرک

۴

communicate

گفتگو کردن، مکاتبه کردن، کاغذ نویسى کردن، مراوده کردن، ارتباط برقرار کردن