فرهنگ آریان‌پور

اگاهانه

#۱۴٬۰۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

informed

آگاهى دادن، مستحضر داشتن، آگاه کردن، گفتن، اطلاع دادن، چغلى کردن، آگاه ساختن، مطلع کردن

۲

conscious

هوشیار، به هوش، آگاه، با خبر، ملتفت، وارد

۳

knowingly

کاردان، فهمیده، با هوش، زیرکانه knowing knowledgeably

۴

purposely

عمداً، از روى قصد wideawake

۵

deliberate

تعمد کردن، عمداً انجام دادن، عمدى، تعمداً، تعمق کردن، سنجیدن، اندیشه کردن، کنکاش کردن

۶

consciously

هوشیار، به هوش، آگاه، با خبر، ملتفت، وارد conscious deliberately