فرهنگ آریانپور
اگاه کردن
#۱۳٬۹۹۶
wist
آگاه کردن، شناساندن، دانستن، گذشته فعل wit
warn
اخطار کردن، هشدار دادن، آگاه کردن، اخطار کردن به، تذکر دادن
inform
آگاهى دادن، مستحضر داشتن، آگاه کردن، گفتن، اطلاع دادن، چغلى کردن، آگاه ساختن، مطلع کردن
intuit
دستور دادن، تعلیم دادن، آگاه کردن، درک کردن
acquaint
آشنا کردن، آگاه کردن، مسبوق کردن، مطلع کردن
admonish
نصیحت کردن، پند دادن، آگاه کردن، متنبه کردن، وعظ کردن