فرهنگ آریانپور
اگاه کردن
#۱۳٬۹۹۴
inform
آگاهى دادن، مستحضر داشتن، آگاه کردن، گفتن، اطلاع دادن، چغلى کردن، آگاه ساختن، مطلع کردن
acquaint
آشنا کردن، آگاه کردن، مسبوق کردن، مطلع کردن
disabuse
از اشتباه درآوردن، از حقیقت آگاه کردن
advise
نصیحت کردن، آگاهانیدن، توصیه دادن، قضاوت کردن، پند دادن، رایزنى کردن
awaken
بیدار کردن، بیدار شدن
notify
اخطار کردن، آگاه ساختن، آگاهى دادن، اعلام کردن
apprise
(apprize =) ـ (حقوق) برآورد کردن، تقویم کردن، قیمت کردن، مطلع کردن، آگاهى دادن apprize
enlighten
روشن فکر کردن، روشن کردن، تعلیم دادن