فرهنگ آریانپور
اگاه شدن
#۱۳٬۹۹۳
dawn
فجر، سپیده دم، طلوع، آغاز، آغاز شدن
feel
(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن
hear
(past: heard ; past participle: heard) ـ شنیدن، گوش کردن، گوش دادن به، پذیرفتن، استماع کردن، خبر داشتن، درک کردن، سعى کردن، اطاعت کردن
learn
(past: learned, learnt ; past participle: learned, learnt) ـ فراگرفتن، آموختن، یاد گرفتن، آگاهى یافتن، فرا گرفتن، خبر گرفتن، فهمیدن، دانستن
awaken
بیدار کردن، بیدار شدن
perceive
درک کردن، دریافتن، مشاهده کردن، دیدن، ملاحظه کردن