فرهنگ آریان‌پور

اگاه شدن

#۱۳٬۹۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

dawn

فجر، سپیده دم، طلوع، آغاز، آغاز شدن

۲

feel

(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن

۳

hear

(past: heard ; past participle: heard) ـ شنیدن، گوش کردن، گوش دادن به، پذیرفتن، استماع کردن، خبر داشتن، درک کردن، سعى کردن، اطاعت کردن

۴

learn

(past: learned, learnt ; past participle: learned, learnt) ـ فراگرفتن، آموختن، یاد گرفتن، آگاهى یافتن، فرا گرفتن، خبر گرفتن، فهمیدن، دانستن

۵

awaken

بیدار کردن، بیدار شدن

۶

perceive

درک کردن، دریافتن، مشاهده کردن، دیدن، ملاحظه کردن