واژههای فارسی←علف چیدنفرهنگ آریانپورعلف چیدن#۱۳۹٬۷۸۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱mow(past: mowed ; past participle: mowed, mown) ـ چیدن، علف چیدن، چمن را زدن، توده یونجه یا کاهواژههای نزدیک در الفباعلف تب برمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعلف جارومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعلف جاروبمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعلف چریدن - حق -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعلف چمن و چراگاهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعلف چمنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر