فرهنگ آریان‌پور

اگاه

#۱۳٬۹۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

aware

آگاه، با خبر، با اطلاع، ملتفت، مواظب

۲

apprised

آگاه

۳

cognizant

آگاه، با خبر

۴

conversant

آگاه، بصیر، متبحر

۵

hep

حرف ندا که براى دستور یا امریه به نظامیان به کار مى رود، وارد، مطلع، آگاه

۶

ware

مطلع، آگاه، کالا، جنس، اجناس، متاع، کالاى فروشى، پرهیز کردن از، حذر کردن

۷

knowing

(past: knew ; past participle: known) ـ دانستن، آگاه بودن، شناختن know

۸

informed

آگاهى دادن، مستحضر داشتن، آگاه کردن، گفتن، اطلاع دادن، چغلى کردن، آگاه ساختن، مطلع کردن

۹

conscious

هوشیار، به هوش، آگاه، با خبر، ملتفت، وارد

۱۰

acquainted

آشنا، آگاه، مسبوق، با خبر

۱۱

wide awake

کاملاً بیدار، هوشیار، هشیار، آگاه، مسبوق، مراقب، سرحال

۱۲

leery

ناقلا خودمانی‌ onto withit

۱۳

knowledgeable

بصیر، مطلع، وارد به کار، قابل درک، باهوش، زیرک