فرهنگ آریان‌پور

علف

#۱۳۹٬۷۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

forb

علف هرزه، علف

۲

grass

علف، سبزه، چمن، مارى جوانا، با علف پوشاندن، چمن زار کردن، چراندن، چریدن، علف خوردن

۳

fettle

علف، یونجه، حال، حالت، نظم و ترتیب، درست کردن، رفو کردن، آراستن

۴

herb

گیاه، علف، رستنى، شاخ و برگ گیاهان، بوته

۵

forage

علیق، علوفه، علف، تلاش و جستجو براى علیق، غارت کردن، پى علف گشتن، کاوش کردن

۶

herbage

گیاه (به طور کلى)، رستنى، علف، شاخ و برگ

۷

vegetable

گیاه، علف، سبزه، نبات، رستنى، سبزى

۸

hay cock

کومه مخروطى از علف خشک، علف، تل علف، پشته علف

۹

marijuana

(گیاه شناسى) تنباکوى وحشى بیابانى، بته شاهدانه، کنف، حشیش، مارى جوانا