فرهنگ آریان‌پور

علت

#۱۳۹٬۷۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

cause

سبب، علت، موجب، انگیزه، هدف، (حقوق) مرافعه، موضوع منازع فیه، نهضت، جنبش، سبب شدن، واداشتن، ایجاد کردن (غالباً بامصدر) ـ

۲

trill

با تحریر خواندن، چرخیدن، روان شدن، جارى شدن (مثل نهر)، پیچانیدن، لرزیدن، حرف عله، علت، لرزش صدا

۳

motive

انگیزه، محرک، داعى، سبب، علت، انگیختن

۴

origin

خاستگاه، اصل بنیاد، منشا، مبدا، سرچشمه، علت، اصل

۵

reason

دلیل استدلال کردن، دلیل، سبب، علت، عقل، خرد، شعور، استدلال کردن، دلیل و برهان آوردن

۶

disease

ناخوشى، مرض، علت، دچارعلت کردن

۷

account

شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن، (حق) حساب پس دادن، ذکر علت کردن، تخمین زدن، دانستن، نقل کردن حساب، صورت حساب، گزارش، بیان علت، سبب، شرح، مسئول بودن

۸

end

پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن

۹

why

چرا، براى چه، به چه دلیل

۱۰

argument

نشانوند، استدلال

۱۱

occasion

موقع، مورد، وهله، فرصت مناسب، موقعیت، تصادف، باعث شدن، انگیختن