فرهنگ آریان‌پور

اکیپ

#۱۳٬۹۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

party

قسمت، بخش، دسته، دسته همفکر، حزب، دسته متشکل، جمعیت، مهمانى، بزم، پارتى، متخاصم، طرفدار، طرف، یارو، مهمانى دادن یا رفتن

۲

outfit

تجهیز، ساز و برگ، همسفر، گروه، بنه سفر، توشه، لوازم فنى، سازو برگ آماده کردن، تجهیز کردن

۳

company

شرکت، جمعیت، انجمن، شرکت (مخفف آن co مى باشد)، گروه، دسته، هیئت بازیگران، گروهان، همراه کسى رفتن، مصاحبت کردن با