فرهنگ آریانپور
علامت بودن
#۱۳۹٬۵۶۲
denote
مشخص کردن، تفکیک کردن، علامت گذاردن، علامت بودن، معنى دادن
bespeak
(past: bespoke ; past participle: bespoke, bespoken) ـ قبلا در باره چیزى صحبت کردن، از پیش سفارش دادن، حاکى بودن از
express
بیان کردن، سریع، اظهار داشتن، ادا کردن، سریع السیر، صریح، روشن، ابراز کردن
evidence
گواه، مدرک (مدارک)، ملاک، گواهى، شهادت، شهادت دادن، ثابت کردن
represent
نشان دادن، نماینده بودن، نمایش دادن، نمایاندن، فهماندن، نمایندگى کردن، وانمود کردن، بیان کردن