واژههای فارسی←عکسیفرهنگ آریانپورعکسی#۱۳۹٬۴۳۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱photographicوابسته به عکاسى، عکسى۲pictorialتصویرى، مصور، تصویر نما، مجسم سازندهواژههای نزدیک در الفباعکسبرداری به وسیله اشعه مجهولمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعکسبرداری به وسیله چاپ سنگیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعکسبرداری رادیومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعکسبرداری رادیوییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعکسبرداری کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعکسبرداری کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر