فرهنگ آریان‌پور

عقیم مانده

#۱۳۹٬۳۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

frustrated

خنثى کردن، هیچ کردن، باطل کردن، ناامید کردن، فکر کسى را خراب کردن، فاسدشدن