عقیده
#۱۳۹٬۲۴۳
credo
عقیده، ایمان
ism
پسوندى است به معنى " عمل " و " کار " و " طریقه عمل " و " حالت " و " شرط " و " پیروى " اصول، عقیده، اعتقاد، رویه، مکتب، سیستم عملى، گرایش، اصالت
view
نما، منظره، نظریه، دیدن، نظر، عقیده، دید، چشم انداز، قضاوت، از نظر گذراندن
creed
کیش، عقیده
faith
ایمان، عقیده، اعتقاد، دین، پیمان، کیش
tenet
انگاشته، انگاره، عقیده، اصول، مرام، متعقدات مذهبى، پایه تفکر
advice
اندرز، رایزنى، صوابدید، مشورت، مصلحت، نظر، عقیده، پند، نصیحت، آگاهى، خبر، اطلاع
belief
باور، عقیده، اعتقاد، ایمان، گمان، اعتماد، معتقدات
concept
مفهوم، فکر، عقیده، تصور کلى
doctrine
افراس، افراه، عقیده، اصول، حکمت، تعلیم، گفته
viewpoint
لحاظ، نظر، نقطه نظر، دید، دیدگاه، نظریه، عقیده
coniviction
محکومیت، مجرمیت، عقیده، اطمینان
idea
انگاره، تصور، اندیشه، فکر، خیال، گمان، نیت، مقصود، معنى، آگاهى، خبر، نقشه کار، طرزفکر
mind
فکر، خاطر، ذهن، خیال، مغز، فهم، فکر چیزى را کردن، یاد آورى کردن، تذکر دادن، مراقب بودن، مواظبت کردن، ملتفت بودن، اعتناء کردن به، حذر کردن از، تصمیم داشتن واژه هاى شامل
thought
(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن think
comment
توضیح، تفسیر، تعبیر، تفسیر نوشتن، تعبیر کردن
feeling
(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن