فرهنگ آریانپور
عقل
#۱۳۹٬۲۰۴
nous
عقل، خرد، قوه ادراک
tact
عقل، ملاحظه، نزاکت، کاردانى، مهارت، سلیقه، درایت
reason
دلیل استدلال کردن، دلیل، سبب، علت، عقل، خرد، شعور، استدلال کردن، دلیل و برهان آوردن
wisdom
فرزانگى، خرد، حکمت، عقل، دانایى، دانش، معرفت
sagacity
هوشمندى، فراست، هوش، دانایى، عقل، زیرکى، ذکاوت
sageness
(wisdom =) ـ عقل، معرفت، دانایى
sapience
(wisdom =) ـ عقل، معرفت، دانایى
intellect
هوش، فهم، قوه درک، عقل، خرد، سابقه
mind
فکر، خاطر، ذهن، خیال، مغز، فهم، فکر چیزى را کردن، یاد آورى کردن، تذکر دادن، مراقب بودن، مواظبت کردن، ملتفت بودن، اعتناء کردن به، حذر کردن از، تصمیم داشتن
sobriety
هشیارى (در برابر مستى)، متانت، اعتدال sophy _
understanding
فهم، ادراک، هوش، توافق، تظر، موافقت، باهوش، مطلع، ماهر، فهمیده