فرهنگ آریانپور
عقربه
#۱۳۹٬۱۹۵
gnomon
عقربه، عقربک، میل، شاخص، شرعیات
hand
دست، عقربه، دسته، دستخط، خط، شرکت، دخالت، کمک، طرف، پهلو، پیمان دادن، کمک کردن، با دست کارى را انجام دادن یک وجب
needle
سوزن، سوزن سرنگ و گرامافون و غیره، سوزن دوزى کردن، با سوزن تزریق کردن، طعنه زدن، اذیت کردن، عقربه
poniter
شاهین ترازو، عقربه، عقربک، اشاره کننده، نشان دهنده، نشان گیرنده، نکته، توصیه مفید، نوعى سگ شکارى
index
شاخص، زیرنویس، فهرست، راهنما (مثلا در جدول و پرونده)، (در کتاب) جاانگشتى، نمایه، نما، راهنماى موضوعات، فهرست راهنما داراى فهرست کردن، بفهرست درآوردن، نشان دادن، به صورت الفبایى (چیزى را) مرتب کردن، فهرست ساختن
pointer
اشاره گر