فرهنگ آریان‌پور

عقب نشاندن

#۱۳۹٬۱۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن

۲

retreat

عقب نشینى کردن، عقب نشینى، کناره گیرى، گوشه عزلت، انزوا، عقب نشاندن، پس گرفتن، عقب زدن