فرهنگ آریان‌پور

عقب مانده

#۱۳۹٬۱۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

behind

عقب، پشت سر، باقى کار، باقى دار، عقب مانده، داراى پس افت، عقب تراز، بعد از، دیرتر از، پشتیبان، اتکاء، کپل، نشیمن گاه

۲

laggard

آدم کند دست، آدم دست سنگین، عقب مانده

۳

backward

عقب افتاده، به پشت، از پشت، وارونه، عقب مانده، کودن، به عقب

۴

backwards

عقب افتاده، به پشت، از پشت، وارونه، عقب مانده، کودن

۵

lagging

کندى، لنگى، واماندگى، عقب ماندگى، عقب ماندن، لنگیدن، تاخیر کردن، پس افت، تاخیر lag