فرهنگ آریان‌پور

عقب ماندن

#۱۳۹٬۱۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

lag

کندى، لنگى، واماندگى، عقب ماندگى، عقب ماندن، لنگیدن، تاخیر کردن، پس افت، تاخیر

۲

drop behind

عقب افتادن از، عقب ماندن

۳

straggle

متفرق شدن، هرزه روئیدن، سرگردان بودن، سرگردان، آواره