واژههای فارسی←عقب رانیفرهنگ آریانپورعقب رانی#۱۳۹٬۱۱۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱shoveهل، پرتاب، تنه، هل دادن، تنه زدن، با زور پیش بردن، پرتاب کردن، کشیدن (شمشیر)، پرتاب شدنواژههای نزدیک در الفباعقب ترین بازی کنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعقب ترین بازی کن - جای -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعقب ترین قسمت کشتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعقب دارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعقب ران - عضلات -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعقب راندنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر