فرهنگ آریان‌پور

عقب ترین

#۱۳۹٬۱۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

hindmost

عقب ترین، پسین، دورترین

۲

rearmost

عقب ترین

۳

aftermost

نزدیکترین دکل عقب کشتى، پست ترین، عقب ترین، واپسین

۴

last

بازپسین، پسین، آخر، آخرین، اخیر، نهانى، قطعى، دوام داشتن، دوام کردن، طول کشیدن، به درازا کشیدن، پایستن