فرهنگ آریان‌پور

عقب‌ افتاده‌ از نظر هوشی

#۱۳۹٬۰۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

retard

تاخیر کردن، کند ساختن، معوق کردن، بتعویق انداختن، عقب افتاده، دیر کار