فرهنگ آریان‌پور

عقب افتاده

#۱۳۹٬۰۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

backward

عقب افتاده، به پشت، از پشت، وارونه، عقب مانده، کودن، به عقب

۲

retarded

عقب افتاده (از لحاظ هوش و رشد بدنى)

۳

backwards

عقب افتاده، به پشت، از پشت، وارونه، عقب مانده، کودن

۴

retard

تاخیر کردن، کند ساختن، معوق کردن، بتعویق انداختن، عقب افتاده، دیر کار

۵

serotine

دیر شکوفا، بعدى، عقب افتاده، دیر رس

۶

slothful

تنبل، سست، کاهل، دیرپاى، عقب افتاده، بى حال

۷

demimonde

جهان زنان هر جایى، زنان هرزه، عقب افتاده

۸

underdeveloped

کم پیشرفت، رشد کافى نیافته، عقب افتاده