فرهنگ آریان‌پور

عقب‌ افتاده (2)

#۱۳۹٬۰۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

belated

دیرشده، دیرتر از موقع، از موقع گذشته

۲

overdue

دیر آمده، موعد رسیده، سر رسیده

۳

backwater

مرداب، باریکه آب، جاى دور افتاده

۴

delinquent

متخلف، مرتکب جنایت یا جنحه، غفلت کار

۵

feebleminded

داراى فکر ضعیف، احمق، کودن، کم عقل

۶

underdeveloped

کم پیشرفت، رشد کافى نیافته، عقب افتاده wallydrag