فرهنگ آریان‌پور

عقب

#۱۳۹٬۰۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

back

عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن

۲

abaft

عقب، پشت، به طرف عقب

۳

behind

عقب، پشت سر، باقى کار، باقى دار، عقب مانده، داراى پس افت، عقب تراز، بعد از، دیرتر از، پشتیبان، اتکاء، کپل، نشیمن گاه

۴

fro

(away , back =) ـ عقب، دور از

۵

tail

دم، دنباله، عقب، تعقیب کردن

۶

hind

(جانور شناسى) گوزن ماده، عقبى، پشت پاى گاو

۷

after

پس از، بعد از، در عقب، پشت سر، درپى، در جستجوى، در صدد، مطابق، بتقلید، به یادبود

۸

hinder

پسین، عقبى، مانع، واقع در عقب، پشتى، عقب انداختن، پاگیر شدن، بازمانده کردن، مانع شدن، بتاخیر انداختن ساعت‌ و زمان‌

۹

backside

کفل، پشت، عقب هر چیزى، خصوصى، محرمانه

۱۰

slow

آهسته، کند، تدریجى، کودن، تنبل، یواش، آهسته کردن یاشدن

۱۱

overdue

دیر آمده، موعد رسیده، سر رسیده

۱۲

behindhand

مادون، کهنه، بى خبر از رسوم، دغل