عظیم
#۱۳۸٬۹۶۵
stour
عظیم، غول آسا، بزرگ، قوى، تومند، خشن، سخت، شق، مقتدر، متعدد، کشمکش، عجله، هیجان، اختلاف، توفان
vast
پهناور، وسیع، بزرگ، زیاد، عظیم، بیکران
august
همایون، بزرگ جاه، عظیم، عالى نسب، ماه هشتم سال مسیحى که 31 روزاست، اوت
massive
بزرگ، حجیم، عظیم، گنده، فشرده، کلان
whopper
گنده، (در گویش) از اندازه بزرگتر، عظیم، ساختگى
glorious
مجلل، عظیم، با شکوه، خیلى خوب
terrific
ترسناک، هولناک، مهیب، عظیم، فوق العاده
colossal
بسیار بزرگ، عظیم الجثه
astronomic
نجومى، عظیم، بیشمار، وابسته به علم هیئت
tremendous
شگرف، ترسناک، مهیب، فاحش، عجیب، عظیم
astronomical
نجومى، عظیم، بیشمار، وابسته به علم هیئت
whacking
صداى کتک زدن، صداى اصطکاک، صداى ضربت، ضربت، سهم، زدن، محکم زدن، تسهیم کردن whack humongous
slashing
شکاف، ضربه سریع، چاک لباس، برش، چاک دادن، شکاف دادن، زخم زدن، بریده بریده کردن، تخفیف زیاد دادن، خیلى کم کردن، نشان ممیز slash
walloping
(walloper =) ـ شلاق زدن، سخت زدن (مثل مشت زن) خودمانی