فرهنگ آریان‌پور

عطر

#۱۳۸٬۸۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

perfume

عطر، بوى خوش، معطر کردن

۲

perfumery

عطر فروشى، عطر سازى، عطریات

۳

odor

(odour =) ـ بو، رایحه، عطر، عطر و بوى، طعم، شهرت

۴

odour

(odor =) ـ بو، رایحه، عطر، عطر و بوى، طعم، شهرت

۵

scent

بو، عطر، ردشکار، سراغ، سررشته، پى، رایحه، خوشبویى، ادراک، بو کشیدن

۶

smell

(past: smelt, smelled ; past participle: smelt, smelled) ـ بویایى، شامه، بو، رایحه، عطر، استشمام، بوکشى، بوئیدن، بو کردن، بو دادن، رایحه داشتن، حاکى بودن از

۷

attar

عطرگل سرخ، عطرگل

۸

ambrosia

(افسانه) خوراک خدایان که زندگى جاوید به آنها مى داده، مائده ى بهشتى، شهد، عطر

۹

fragrance

بوى خوش، عطر، رایحه و عطر، چیز معطر

۱۰

redolence

بو داشتن، بو، عطر، خاطرات گذشته

۱۱

essence

فروهر، هستى، وجود، ماهیت، گوهر، ذات، اسانس