فرهنگ آریانپور
عطر
#۱۳۸٬۸۸۶
perfume
عطر، بوى خوش، معطر کردن
perfumery
عطر فروشى، عطر سازى، عطریات
odor
(odour =) ـ بو، رایحه، عطر، عطر و بوى، طعم، شهرت
odour
(odor =) ـ بو، رایحه، عطر، عطر و بوى، طعم، شهرت
scent
بو، عطر، ردشکار، سراغ، سررشته، پى، رایحه، خوشبویى، ادراک، بو کشیدن
smell
(past: smelt, smelled ; past participle: smelt, smelled) ـ بویایى، شامه، بو، رایحه، عطر، استشمام، بوکشى، بوئیدن، بو کردن، بو دادن، رایحه داشتن، حاکى بودن از
attar
عطرگل سرخ، عطرگل
ambrosia
(افسانه) خوراک خدایان که زندگى جاوید به آنها مى داده، مائده ى بهشتى، شهد، عطر
fragrance
بوى خوش، عطر، رایحه و عطر، چیز معطر
redolence
بو داشتن، بو، عطر، خاطرات گذشته
essence
فروهر، هستى، وجود، ماهیت، گوهر، ذات، اسانس