واژههای فارسی←عضو مشروطفرهنگ آریانپورعضو مشروط#۱۳۸٬۸۳۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱probationerکارمند استاژ، کارمند تحت آزمایش، زندانى آزاد شده به قید شرف، عفو مشروطواژههای نزدیک در الفباعضو باشگاه روتاریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو بدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو بر اثر نرسیدن - فساد -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو بویاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو به طرف محور - تمایل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر