واژههای فارسی←عضو ضمیمه در حیوانفرهنگ آریانپورعضو ضمیمه در حیوان#۱۳۸٬۷۵۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱appendageضمیمه، پیوست، دستگاه فرعىواژههای نزدیک در الفباعضو باشگاه روتاریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو بدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو بر اثر نرسیدن - فساد -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو بویاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو به طرف محور - تمایل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر