واژههای فارسی←عضو دائمی تیمفرهنگ آریانپورعضو دائمی تیم#۱۳۸٬۷۲۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱regularمنظم، مرتب، با قاعده، معین، مقرر، عادى، باقاعدهواژههای نزدیک در الفباعضو باشگاه روتاریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو بدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو بر اثر نرسیدن - فساد -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو بویاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعضو به طرف محور - تمایل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر