فرهنگ آریانپور
عصبی
#۱۳۸٬۵۳۴
neural
عصبى، وابسته به عصب، وابسته به سلسله اعصاب
nervous
عصبى مربوط به اعصاب، عصبانى، متشنج، دستپاچه
tense
(عصب یا طناب) کشیده، عصبى و هیجان زده، زمان فعل، تصریف زمان فعل، سفت، سخت، ناراحت، وخیم، وخیم شدن، تشدید یافتن tense unstrung
abnerval
ناشى از عصب، عصبى
neurotic
آدم عصبانى، دچار اختلال عصبى، عصبى، نژند
overwrought
پر کار، کار برده، تهیه شده از روى مهارت، عصبى
edgy
لبه دار، تیز، زننده uptight
jumpy
جهنده، عصبانى، غلغلکى، بى قرار، حساس، بى قرار کننده، هیجان آور
shaky
لرزنده، لزان، متزلزل، سست، ضعیف