فرهنگ آریان‌پور

عصبی

#۱۳۸٬۵۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

neural

عصبى، وابسته به عصب، وابسته به سلسله اعصاب

۲

nervous

عصبى مربوط به اعصاب، عصبانى، متشنج، دستپاچه

۳

tense

(عصب یا طناب) کشیده، عصبى و هیجان زده، زمان فعل، تصریف زمان فعل، سفت، سخت، ناراحت، وخیم، وخیم شدن، تشدید یافتن tense unstrung

۴

abnerval

ناشى از عصب، عصبى

۵

neurotic

آدم عصبانى، دچار اختلال عصبى، عصبى، نژند

۶

overwrought

پر کار، کار برده، تهیه شده از روى مهارت، عصبى

۷

edgy

لبه دار، تیز، زننده uptight

۸

jumpy

جهنده، عصبانى، غلغلکى، بى قرار، حساس، بى قرار کننده، هیجان آور

۹

shaky

لرزنده، لزان، متزلزل، سست، ضعیف